سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 ابان87 - منتظران دل خفته

زیبا دل

چهارشنبه 87 آبان 22 ساعت 1:22 عصر
 
                             نمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادی
ای معنی انتظار یک لحظه بایست / دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست یک لحظه بایست و یک جمله بگو / تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟ تعجیل در ظهورش صلوات
 
 نمایش تصویر در وضیعت عادی        نمایش تصویر در وضیعت عادی
 مولای من از پشت این دیوارهای آجری این ساختمانهای بلند که طلوع و غروب خورشید را پنهان می کنند از کنار کوچه باغها از لای همه دفتر ها و کتابها از همه جــــــــــا عطر تو را می شنوم انگار تو آنجا گوشه ای ایستادی و مرا نگاه می کنی نسیم عطر تو را می پراکند ببین ، ببین چگونه دنیای من از عطر تو پراکنده است مهربان نازنین ، سلام ، سلام ، سلام 
      نمایش تصویر در وضیعت عادی    نمایش تصویر در وضیعت عادی
 
هر روز که می گذرد به قیامت نزدیک تر می شویم به خدا چطور؟؟

 عزیز دلم ، یا اباصالح با من که در گیر لحظه های سرد خاکیم ، حرف بزن با من که دست به گریبان دغدغه های زمینی ام ، حرف بزن دوست دارم صدای تو را بشنوم که از پس ابرهای تیره غصه با من گرم و مهربان حرف می زنی ! نمی دانی چقدر محتاج شنیدن صدای گرم توام صدای تو که آرامش است و بخشش . 
            نمایش تصویر در وضیعت عادی              نمایش تصویر در وضیعت عادی             
 
النبی العظیم و الرسول الکریم محمد(صل الله علیه و اله): من استذل مومنا او مومنة او حقره لفقره او قلة ذات یده شهره الله تعالی یوم القیامة ثم یفضحه _ هر که مرد یا زن مونی را به سبب تهیدستی یا اندک بودن داراییش خوار شمارد یا تحقیر کند خداوند متعال روز قیامت او را شهره کرده و رسوایش می نماید. بحار الانوار ج69 ص 44
           نمایش تصویر در وضیعت عادی            نمایش تصویر در وضیعت عادی
امشب شده ام مست که مستانه بگریم بگذار شبی ، گوشه ی میخـــانه بگـــریم زآن آمده ام مست در این میکده کامشب بر قـهـقهه ی ســاغــر و پیــمانه بگـــریم افسانهء دل قصهء پـــر رنــج و ملالیست بگذار براین قصه و افســـانه بگــــریــــــم ای عقل ، تـــو برعاشق دیـــوانه بخندی من نیز به هـــر عاقل و فـــــرزانه بگـریم طـــفل دل من بــاز تو را می طلبد بــــاز بگذار بر این طفـــــل ، یتیمانه بگــریـــم امشب زچه رو در وطن خویش غـــریبم بگذار در این شهـــر غــریب
            نمایش تصویر در وضیعت عادی       نمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادی

خوش است خلوت... اگر یار .. یار من باشد ... نه من بسوزم ... و او شمع انجمن باشد ... قدح به سر کنید
 هرچندحال وروززمین وزمان بد است...یک قطعه ازبهشت درآغوش مشهداست...حتی اگر به آخرخط هم رسیده ای...آنجا برای عشق شروعی مجدداست... میلاد امام رضا مبارک
                                           نمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادی

 نمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادی

 


نوشته شده توسط : سادات

نظرات دیگران [ نظر]


چند جمله درباره خوشبختی

چهارشنبه 87 آبان 22 ساعت 8:10 صبح

آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد

 

ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است

 

 زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند

 

( مونتسکیو)

 

  خوشبخت کسی است که راه قدر دانی از خدمت دیگران را بلد است

و شادی دیگران را به قدر شادی خود حس میکند

( گوته)

  من دریافته ام که انسانی هر اندازه که مصمم به خوشبخت زیستن باشد

 همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد کرد

( ابراهام لینکلن)

 

برای نیل به خوشبختی هیچ راهی خطاتر از

 لذت طلبی و کوشش برای درک عیش و نوش و خوشیهای عالم نیست

( ارتور شوپنهاور)

 

  غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است

که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از انجا می گذریم و ان دل خود ماست

( موریس متر لینگ)

 

  خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی اینکه خود داشته باشیم

دیگران را از آن بر خوردار کنیم

( کارمن سیلوا)

  خوشبخت کسی است که دم را غنیمت میشمارد و به خود میگوید

 من امروز خوشم تا فردا چه پیش اید

( درایدن)

  بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند

 مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید

( لناو)

  انسان در اغوش خوشبختی ،خوشبختی را جستجو میکند

( دشتی)

  بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند

 خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است

( اندره موروا)

  یکی از راههای خوشبختی این است که

شخص نسبت به کوچکترین نعمتها شکر گذار باشی

( هرشل)

 

به دست آوردن آنچه را که ما آرزو داریم موفقیت است

 اما چیزی را که برای به دست آوردن آن تلاش نمی کنیم خوشبختی است

( لوسیا)

  انسان برای خوشبختی خلق شده و خوشبختی از راه کار مفید حاصل میشود

( ساموئل اسمایلز)

 

به عقب نگاه نکنید ممکن است خوشبختی را که رو به سوی شما دارد از دست بدهید

( ساچل پیچ)

 

خوشبختی چیزی نیست که ان را حس کنیم فقط باید ان را به یاد بیاوریم

( اوسکارو ایلد)

  این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد

 بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد

( ویلیام شکسپیر)


نوشته شده توسط : سادات

نظرات دیگران [ نظر]


منتظر

چهارشنبه 87 آبان 22 ساعت 7:32 صبح

                                                           نمایش تصویر در وضیعت عادی

منتظرم برای دیدن تو ...........

وقتی دوباره حست میکنم... جون میگیرم اقا جون..

توی باغ شکوفه وایستادم ..........

               با سجاده یاس

 

                                                                  نمایش تصویر در وضیعت عادی

               ما دلم گرفته .............

       وقتی میای به خوابم اسمون دلم رنگش عوض میشه.........

                میشه رنگ اطلسی ............

میدونم صدامو میشنوی ...............

میدونم ...........


نوشته شده توسط : سادات

نظرات دیگران [ نظر]


00

یکشنبه 87 آبان 19 ساعت 8:4 صبح
نمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادی

نوشته شده توسط : سادات

نظرات دیگران [ نظر]


بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحیِمْ

شنبه 87 آبان 18 ساعت 2:1 عصر

 

 

میلاد با سعادت هشتمین منجی عالم بشریت خجسته باد

نمایش تصویر در وضیعت عادی

 

نمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادی 

 

بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحیِمْ

مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ علیه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، کانَ کَمَنْ زارَ اللهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.

هر مؤمنى که قبر امام حسین (ع) را کنار شطّ فرات (در کربلا) زیارت کند همانند کسى است که خداوند متعال را بر فراز عرش زیارت کرده باشد.

 

       نمایش تصویر در وضیعت عادی نمایش تصویر در وضیعت عادی                                

أبْلِغْ شیعَتى: إنَّ زِیارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ألْفَ حَجَّة،

فَقُلْتُ لاِبى جَعْفَر (ع): ألْفُ حَجَّة؟!

قالَ: إى وَاللهُ، وَ ألْفُ ألْفِ حَجَّة، لِمَنْ زارَهُ عارِفاً بِحَقِّهِ.

                                                                        

حضرت به یکى از دوستانش نوشت: به دیگر دوستان و علاقمندان ما بگو : ثواب زیارت( قبر ) من معادل است با یک هزار حجّ،

راوى گوید: به امام جواد (ع) عرض کردم: هزار حجّ براى ثواب زیارت پدرت مى باشد؟!

فرمود: بلى، هر که پدرم را با معرفت در حقّش زیارت نماید، هزار هزار (یعنى یک میلیون) حجّ ثواب زیارتش مى باشد.

 

          نمایش تصویر در وضیعت عادی  نمایش تصویر در وضیعت عادی                            

 أوَّلُ ما یُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَیْهِ، الصَّلاةُ فَإنْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاةُ صَحَّ ماسِواها، وَ إنْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.

اوّلین عملى که از انسان مورد محاسبه و بررسى قرار مى گیرد نماز است، چنانچه صحیح و مقبول واقع شود، بقیه اعمال و عبادات نیز قبول مى گردد و گرنه مردود خواهد شد.

 

نمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادی                              

لِلصَّلاةِ أرْبَعَةُ آلاف باب.

نماز داراى چهار هزار در (جزء و شرط) مى باشد.

 

 نمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادی                             

الصَّلاةُ قُرْبانُ کُلِّ تَقىّ.

نماز، هر شخص باتقوا و پرهیزکارى را (به خداوند متعال) نزدیک کننده است.

 

 نمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادی                              

یُؤْخَذُ الْغُلامُ بِالصَّلاةِ وَ هُوَ ابْنُ سَبْعِ سِنینَ.

پسران باید در سنین هفت سالگى به نماز وادار شوند.

 

 نمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادینمایش تصویر در وضیعت عادی                   

 


نوشته شده توسط : سادات

نظرات دیگران [ نظر]


گفتگو با خدا

پنج شنبه 87 مهر 25 ساعت 11:29 صبح

گفتگو با خدا

در رویاهایم که با خدا گفتگو میکنم خدا پرسید پس تو میخواهی با من گفتگو کنی من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید خدا خندید و گفت: وقت من بی نهایت است در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟پرسیدم چه چیز بشر شما را سخت متعجب میسازد؟ خدا پاسخ داد: کودکیشان اینکه آنها از کودکیشان خسته میشوند عجله دارند که بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو میکنند که کودک باشند اینکه سلامتی خود را میدهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را میدهند تا دوباره سلامتی خود را به دست آورند واینکه با اظطراب به آینده مینگرند و حال را فراموش میکنند بنابراین نه در حال زندگی میکنند و نه در آینده اینکه آنان به گونهای زندگی میکنند که گویی هرگز نمیمیرند و به گونهای میمیرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند دستهای خدا دستانم را گرفت و برای مدتی سکوت کردیم و دوباره پرسیدم: به عنوان یک پدر میخواهی کدام درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند؟ او گفت: بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد همه کاری که آنها میتوانند بکنند این است که اجازه دهند که خودشان دوست داشته باشند بیاموزند درست این است که خودشان اجازه دهند که خودشان دوست داشته باشند بیاموزند درست نیست که خودشان را با دیگران مقایسه بکنند بیاموزند که فقط چند ثانیه طول میکشد تا زخمهای عمیقی در قلب آنها که دوستشان داریم ایجاد کنیم .

اما سالها طول میکشد تا آن زخمها را التیام بخشیم بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین را دارد ثروتمند کسی است که به کمترین نیاز دارد بیاموزند که آدمهایی هستند که آنها را دوست دارند فقط نمی دانن که چگونه احساساتشان را نشان دهند بیاموزند که دو نفر میتوانند با هم به یک نقطه نگاه کننر و آن را متفاوت ببینند بیاموزند که کافی نیست که فقط آنها دیگران را ببخشند بلکه آنها باید خود را هم نیز ببخشند من با خضوع گفتم :

از شما به خاطر این گفتگو متشکرم آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندتان بیاموزد؟ خداون لبخند زد و گفت فقط اینکه بدانند.

                             من اینجا هستم همیشه

نوشته شده توسط : سادات

نظرات دیگران [ نظر]


زندگی نامه فطرس ملک

پنج شنبه 87 مهر 25 ساعت 11:28 صبح

خسته، آزرده، درمانده و بی‌همــدم.

(( ... بسوز که سزاوار این سوختنی، بساز که مجبور به این ساختنی، این بر تو که مورد قهر خدا قرارگرفتی رواست تا دیگران عبرت بگیرند و در اجرای فرمان حق قصور نکنند ... سبحانک یا رب سبحانک یا رب ... من خود می‌دانم مستحق این بختم، این عذاب را به جان خریدارم تا که خود نظری کنی سبحانک ... ))

صدایی آشناست، صدایی که نوازشگر لحظات مجروحِ فطرس است؛ آری صدای بالهای نازنین روح‌الامین است.

(( ... آرام بگیر فطرس گوش کن گویی او تنها نیست خیلِ فرشتگان خدا نیز با او هستند؟! یعنی چه شده؟ چه واقعة عظیمی رخ داده که اینچنین ملائکه از عرش بر زمین هبوط می‌کنند؟ هرچه هست خبر از خلقی عظیم دارد. یقین گُلی خلق شده که ملائکه برای استشمام آن گل می‌روند! امّا نه! شاید ماه دیگری خلق شده، یا خورشید دیگری، نه چه می‌گویم؟ که حتی وقتی خدا خورشید را خلق نمود این شور و همهمه نبود، اگر این مخلوق تا این حد عظمت داشته باشد حتماً ...

روح‌الامین! روح‌الامین! تو را به خدا بگو چه شده؟ حسرت بال و پرزدن شما مرا می‌کشد؛ بیش از سوزش و شکستن بالم آزارم می‌دهد. به فطرس بگو که چه روی داده که اینچنین ولوله در عرشِ خدا افتاده، مگر بار دیگر ابوالبشری خلق شده چون آدم؟ یا بالاتر از او؟ نوری از جنسِ خدا ... )).

جبرئیل پاسخ داد: (( رفیق پرشکسته، فطرس! کاش موردِ قهرِ خدا نبودی، ومی‌ دیدی که چه خبر شده؟ آری نوری و مولودی از نورِ خدا خلق شده او عزیز دل مصطفی که نه! خودِ مصطفی است. او جگرگوشة علی، دردانة زهرا ‌ست و پشتیبانِ مجتبی ست. اوخامس آلِ عباست که به اهل زمین هدیه داده شده است و ما برای تبریک به رسولِ خدا و اهلِ بیتش به حضورشان شرفیاب می‌شویم )).

ـ درنگ جایز نیست. ـ

(( خدایا، ای خدایِ مهربان مرا با روح‌الامین راهی کن که عرضِ تـــبریک به رسولِ تو داشته باشـــم))

.(( کمکم کنید؛ که خداوند اجازة همراهی شما را به من داد، تحمل مرا هم تا زمین داشته باشید))

(( بیش از این معطلی جایز نیست؛ فطرس را هم با خود می‌بریم به برکت این مولود، آتش قهر خدا فرونشسته و اجازة همراهی او با ما داده شده، زیرِ بالهایش را بگیرید ... )).
زیباتر از این زمان خلق نشده و نخواهد نشد، بیت علی غرقِ نور است محل رفت و آمد فرشتگانِ خداست همه در شعفند همه به هم تبریک می‌گویند محفلِ انس کامل شده، چقدر این بزم دیدنی است، پنج آفریدة مقدسِ خدا احمد، علی، فاطمه، حسن و ... .

نام او چیست همه منتظرند به چه نام او را صدا بزنند، او کیست که نیامده همه شیدایِ او شده‌اند؟!

ـ همه از هم می‌پرسند.

جبرئیل با پیغمبر زمزمه می‌کند همه ساکت شدند، چشم به لبهای رسولِ خدا دوختند امّا چرا پیغمبر خدا اشک می‌ریزد ... به ناگاه با صدای دلنشین نبی شوری به پا شد حسین . ... حسین؟ ... حسین! ... این نام برای همه آشناست. برای همه ملائکه، برای همه انبیاء و برای همة عالمِ، این نام نامی است که همة ملائکه، همه انبیاء و همة عالم را دگرگون کرده است.

از فرشته شادی تا فرشتة ماتم از آدم تا خاتم و از ذره تا عالم.

ـ دیگر کسی نمی‌پرسد که چرا پیغمبر اشک می‌ریزد.-

حسین یعنی واسطة احسان قدیم، حسین یعنی خون خدایِ کریم و حسین یعنی ذبحِ عظیم.

همه می‌خواهند برای او لالایی زمزمه کنند و در این بین فطرس از همه مشتاق‌تر، خود را به گاهوارة حسین نزدیک کرد.

بالهای شکسته خود را به گهواره او زد؛ غرق در راز شد، نه! غرق در نیاز شد (( ... دیگر تنها نخواهم ماند دیگر خسته نخواهم شد، بعد از این نام تو مونسِ من است ذکر من بعد از این در آن جزیرة تنهایی این خواهد بود

((سبحانک یا رب الحسین))

(( شاید فطرس نفهمید امّا همه ملائکه دیدند که به یکباره بالهای شکسته و سوختة فطرس ترمیم شد و یا بهتراینکه، بالهای نو بدست آورد. امّا فطرس عجیب زمینگیر شده و اگر خواست خدا نبود، او از کنار گهوارة حسین تکان نمی‌خورد )).

گویا ندایی از غیب می‌گفت:

با عشق شرح راز کن، بر جمله عالم ناز کن،

 پرهای خود را باز کن، پرواز کن پرواز کن ...


نوشته شده توسط : سادات

نظرات دیگران [ نظر]


نصیحت

دوشنبه 87 مهر 15 ساعت 7:39 صبح

مراقب افکارت باش                  آنها به گفتار تبدیل میشوند

مراقب گفتارت باش                 آنها به کردار تبدیل میشوند

مراقب کردارت باش                 آنها به عادت تبدیل میشوند

مراقب عاداتت باش                 آنها به شخصیت تبدیل میشوند

مراقب شخصیتت باش             آنها به سرنوشت تبدیل میشوند


نوشته شده توسط : سادات

نظرات دیگران [ نظر]